دیدگاه برنامه ریزی در سازمانها:

دیدگاه برنامه ریزی در سازمانها:

- تعريف برنامه‌ريزي

برنامه‌ريزي عبارتست از فرايندي داراي مراحل مشخص و به هم پيوسته براي توليد يك خروجي منسجم در قالب سيستمي هماهنگ از تصميمات. برنامه بياني روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصميمات است. برنامه خروجي فرايند برنامه‌ريزي است اما برنامه ريزي يك فرايند پيوسته است كه پيش از اتخاذ هر تصميمي آغاز شده و پس از اجراي آن تصميم ادامه مي يابد. از جنبه ماهيت، برنامه‌ريزي داراي انواع برنامه‌ريزي فيزيكي، سازماني، فرايند، مالي، وظيفه‌اي و عمومي است. از جنبه افق زماني، برنامه‌ريزي را مي‌توان در قالب برنامه‌ريزي كوتاه‌مدت، برنامه‌ريزي ميان مدت و برنامه‌ريزي بلندمدت دسته‌بندي كرد.

 

بيشتر برنامه‌ريزي‌ها بر اساس ديدگاه عقلايي، داراي شكل آرمان‌ها و اهداف- طرح‌ها و اقدامات- منابع موردنياز هستند. در اين مدل‌ها ابتدا آرمان‌ها و اهداف سازمانها تبيين شده، سپس طرح‌ها و اقدامات لازم تعيين و در نهايت منابع موردنياز براي انجام پروژه برآورد مي‌گردند.

 

- برنامه‌ريزي و تغيير

تغيير در شرايط محيط، سياست‌ها، نگرش‌ها، ديدگاه‌ها، ساختارها، نظام ها و . . . عواملي هستند كه بر آرمان‌ها و اهداف برنامه‌ريزي تأثير گذاشته كه در نهايت باعث تغيير برنامه مي‌گردند. برنامه‌ريزي در شكل اشاره شده در فوق ظرفيت و توانايي مقابله با چنين تغييراتي را نداشته و منجر به شكست مي‌گردد. اين شرايط موجب رشد اين تفكر شد كه در برنامه‌ريزي بايد بتوان با تغييرات، جهت حركت سازمان را تغيير داد و جهت و رفتار جديدي را در پيش گرفت. اين نگرش زمينه‌ساز ابداع برنامه‌ريزي استراتژيك شد. بر خلاف برنامه‌ريزي سنتي كه در آن آرمان‌ها و اهداف تعيين مي‌شوند در برنامه ريزي استراتژيك، هدف تبيين و تدوين استراتژي است. بسته به نوع، تنوع و ماهيت تغييرات موجود در محيط مي‌توان تركيبي از برنامه‌ريزي سنتي و برنامه‌ريزي استراتژيك را به كار برد.

 

- استراتژي

استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاه‌ها و جهت حركت سازمان را نشان مي‌دهد. استراتژي مي‌تواند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود.

 

- برنامه‌ريزي استراتژيك

برنامه‌ريزي استراتژيك گونه‌اي از برنامه‌ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژي‌هاست. از آنجايي كه استراتژي مي‌تواند عمر كوتاه يا بلند داشته باشد برنامه‌ريزي استراتژيك مي‌تواند برنامه‌ريزي بلند‌مدت يا كوتاه‌مدت باشد اما رويكردي متفاوت دارد.

 

ساحت های شش گانه ی تعلیم و تربیت در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش وحوزه های یازده گانه تربیت ویاد گ

1.تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی

بخشي از جريان تربيت رسمي و عمومي ، ناظربه رشد و تقويت مرتبة قابل قبولي از جنبة ديني و اخلاقيِ حيات طيبه در وجود متربيان هست. ناظر به خودشناسي و معرفت نسبت به خداوند متعال، معاد، نبوت و پذيرش ولايت رهبران دينی پيامبر(ص) و ائمة معصومين(ع) و پيروی از ايشان است.

2.تعلیم و تربیت اجتماعی و سیاسی

ساحت تربيت اجتماعي و سياسي، برای عضويت درخانواده صالح وجامعة صالح است.ارتباط با خانواده يکی از اساسی ترين مؤلفه های ارتباط است که در شکل گيری بنيادی های هويت انسان ها نقشی انکار نشدنی دارد.

3. تعلیم و تربیت زیستی و بدنی

مهم ترين ساحت تربيت زيستي و بدني عبارت است از: تعامل مستمر روح وبدن، با اين توضيح که در اين جهت گيري رابطة روح و بدن رابطه اي بنيادين، عميق و در اصلِ هستي است .

4. تعلیم و تربیت زیباشناسی و هنری

در ساحت تربيت زيبايي شناختي و هنري، تربيت هنري موضوع محور، به مثابة رويكرد اصلي و رويكرد دريافت احساس و معنا به منزلة رويكرد مكمل و به مثابة جهت گيري كلي اين ساحت انتخاب شده است.

5.تعلیم و تربیت اقتصادی و حرفه ای

دروني سازي ارزش هاي اصيل ديني و اخلاقي در زمينة اقتصادي و حرفه اي، مانند کار و تلاش، کسب حلال، انصاف و عدالت، تعاون، وفای به عهد، پرهيز از اسراف و تبذيروتوجه به شکل گيری و توسعة الگوی مصرف مبتنی بر نظام معيار اسلامی از مهم ترین جهت گیری ها می باشد.

6.تعلیم و تربیت علمی و فن آورانه

تلفيق نظر و عمل به تربيت نظري و عملي كه در معناي وسيع تر، ناظر به تلفيق علم و فناوري است وتوجه متعادل و متوازن به رويکردهای پژوهش کمّی و کيفی از اساسی ترین گام ها وجهت گیری ها در این ساحت است.

مقایسه روحیه کارآفرینی و شایستگی اجتماعی بین دانش آموزان رشته های نظری و هنرستان های فنی و حرفه ای

 

امروز بیش از هر زمان دیگری جوامع نیاز به پرورش افراد کارآفرین و خلاق دارد. کارآفرینان جوامع مختلف می توانند بخاطر  داشتن روحیه و ویژگی های خاص شان از طریق پرورش ایده های برخواسته از نیازهای واقعی جامعه ضمن رشد شایستگی های شخصی به شایستگی های اجتماعی نیز دست یابند. در همین راستا، هدف تحقیق حاضر؛ « مقایسه روحیه کارآفرینی و شایستگی اجتماعی بین دانش آموزان رشته های نظری و هنرستان های فنی و حرفه ای شهر پارس آباد» می باشد. تحقیق حاضر؛ برحسب هدف؛ از نوع کاربردی، برحسب پارادایم از نوع علی- مقایسه ای، برحسب نوع داده ها؛ از نوع کمی و برحسب نحوه اجرا هم کتابخانه ای و هم میدانی(پیمایشی) می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر پارس آباد در سال 1399 به تعداد 7648  نفر می باشند که 100 نفر(50 نفراز رشته های نظری و 50 نفر ازرشته های فنی و حرفه ای) به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند تا روحیه کارآفرینی و شایستگی اجتماعی شان مورد مقایسه قرار بگیرد. نتایج تحقیق با استفاده از آزمون t  گروههای مستقل حاکی از آن است که ؛ بین 1- روحیه نوآوری 2- روحیه ابهام پذیری 3- روحیه استقلال طلبی 4- روحیه ریسک پذیری 5- روحیه کنترل پذیری 6- روحیه موفقیت طلبی و به طور کلی بین روحیه کارآفرینی دانش آموزان رشته های نظری و هنرستان های فنی و حرفه ای شهر پارس آباد تفاوت معنی داری وجود دارد و میزان آن برای دانش آموزان فنی و حرفه ای بالاتر است. همچنین؛ بین 1- مهارت های شناختی 2- مهارت های رفتاری 3- مهارت های هیجانی و عاطفی 4- مهارت های انگیزشی وبه طورکلی شایستگی اجتماعی دانش آموزان رشته های نظری و هنرستان های فنی و حرفه ای شهرپارس آباد تفاوت معنی داری وجود دارد و میزان آن برای دانش آموزان نظری بالاتر است.

بخشودگی

بخشودگي يك ويژگي شخصيتي است كه در چند دهه اخير در كشورهاي غربي، به صورت تجربي مورد پژوهش قرار گرفته است. در ايران نيز، در چند سال گذشته اين ويژگي وارد حوزه پژوهش هاي روان شناختي شده است.

مك كالوف كه از پژوهشگران صاحب نام در زمينه بخشودگي است ، معتقد است بخشودگي عبارت از ويژگي است كه در اثر آن، شخصي كه در روابط بين فردي، مورد آزار يا آسيب )مانند اهانت يا خيانت ) قرار گرفته است،خطاي  فرد خاطي را مي بخشد.

کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در تحقیق و پژوهش در مدرسه

بیان مسئله

کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهان معاصر با سرعت فزاینده ای درحال گسترش است و همه ابعاد زندگی از جمله تعلیم و تربیت را در در شکل های متفاوت آن دچار تحول کرده است.توسعه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطات در برنامه های نظام آموزشي گامهای موثر و ماندگاری است که می تواند تحول کیفی اهداف،برنامه ها، روشها ، شیوه ها و در نتیجه اثر بخشی آموزش و پرورش را به دنبال داشته باشد. پیش بینی می شود با توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات رویه های دیرینه و مشکلات لاینحل، از قبیل امور کاربردی آموزشي، تمرکز روی توانایی و نیازهای فراگیران، اما آنچه در این میان حلقه مفقوده تفکرات آموزشی را تشکیل می دهد و توجه به آن حائز اهمیت است دقت در کاربرد مثبت و منفی فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در نظام آموزشي می باشد.در عصر حاضر اطلاعات به عنوان کالایی با ارزش ، استراتژیک و عامل توسعه، نقش بسیار مهمی در میان ابزارهای قدرت کسب کرده است و به مرور خود را به عنوان بزرگترین عامل قدرتمندی کشورها و سازمان ها مطرح کرده است. روزانه مقادیر عظیمی از اطلاعات در جهان تولید می شود و یا از شکلی به شکل دیگر در می آید. آموزش سنتی توان جذب و هضم این مجموعه از اطلاعات را هم از نظر نیروی انسانی و هم از نظر تجهیزات و برنامه ریزی ندارد، در حالیکه آموزش و پرورش باید از این فرصت به دست آمده بیشترین بهره را ببرد؛ زیرا وظیفه و رسالت آموزش و پرورش، انتقال و آموختن استفاده مناسب از اطلاعات به دانش آموزان است. در هر صورت فناوری اطلاعات و ارتباطات ( ICT ) با سرعت بسیار زیادی رو به گسترش است و تقریباً تمام شئون زندگی انسان ها را تحت سیطره خود درآورده است.آموزش ، تجارت ، بانکداری و در نهایت دولت الکترونیکی همه تحت تأثیر این فناوری ظهور کرده‌اند و به مرور جای موارد مشابه خود را که در گذشته به صورت سنتی انجام می‌شد، می گیرند. امروزه ,دانشجويان برای کسب مهارتهای سطح بالا و مجهز شدن به قابليت های فنی و تخصصی در موضوعات مورد نياز از چند رسانه ای ها استفاده مي کنند. کاربرد فناوری اطلاعات نه تنها به تثبيت و تقويت مهارت های پايه محدود نمی شود, بلکه در گستره ای وسيع از فنون گوناگون ياد دهی و يادگيری ـ چون کار و کار گاه و انجام پروژ ه های پژوهشی ـ مورد استفاده قرار می گيرد. ياد گيرند ه ها برای يادگيری موضوعات خاص و کسب مهارت های لازم از اينترنت بصورت انجام کارهای پژوهشی و برقراری ارتباط با ديگر عوامل و نيروهای انسانی متخصص بهره می جويند. (ﺍﺣﺪﻳﺎﻥ،ﻣﺤﻤﺪ،ﺭﻣﻀﺎﻧﯽ،ﺩ. (1382)

تحققو پژوهش در مدرسه در صورتي ميسر است که معلمان و کارکنان مدرسه به اين آنها معتقد بوده ،مهارتهاي لازم را براي تبديل آنها به هدفهاي رفتاري کسب کرده باشند (بازرگان ، پيوند ، شماره ي 211 ،ص 17 ).در دنیای کنونی تغییرات شتابنده در علوم برنامه ریزان را به این فکر انداخته است که چگونه می توان یادگیری را فراتر از دورهای رسمی آموزشی برد؟ برای این امر از طرف متخصصان امر تعلیم و تربیت راهکارهای گوناگونی بیان شده است از قبیل آموزش مهارتهایی ازجمله پژوهش وتحقیق در دوران تحصیلات رسمی ، افزایش انگیزه آنها در راستای امر یادگیری، دورهای آموزشی ضمن خدمت و استفاده از فناوری اصلاعات و ارتباطات در امر آموزش(زین[1]، اتان[2] و ایدروس[3]، 2004)در برنامه ریزی درسی دو رویکرد متفاوت در زمینه استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در زمینه آموزش و پرورش وجود دارد. با ورود فناوری ها و تکنولوژی های جدید در زندگی انسان متخصصان امر تعلیم و تربیت با دیدی هیجان زده این ابزارها را تنها راه بهبود و ارتقا سطح کیفی آموزش و پرورش دانسته و به طور کلی رویکرد معلم و دانش آموز یا همان  رویکرد سنتی را نفی کردند.  این رویکرد قایل به استفاده کامل از این فناور ها در امر آموزش می باشد که حاصل آن تاسیس مدارس مجازی یا یادگیری الکترونیک شد(فونگ می[4]، 2002). البته این نوع مدارس دارای نتایج نا امید کننده ای برای طراحان آن داشت(سالیوان[5]،2005). رویکرد دوم که به تازگی مطرح شده است عبارت است از رویکر تلفیقی نسبت به استفاده از تکنولوژی های جدید در امر آموزش و پرورش. حاصل این رویکرد مدارس هوشمند با رویکرد پژوهشی می باشد(فونگ می، 2002).این مدارس در ابتدا در سال 1984 توسط دیوید پرکینز و همکارانش در دانشگاه هاروارد طراحی شدند. در این مدارس با استفاده بانک اطلاعاتی و برنامه های نرم افزاری دروس جدیدی را با توجه به نیازها و علایق دانش آموزان ارایه میشود .ساعات یادگیری محدود به ساعات درسی نمیشود و دانش آموزان در هر ساعت از شبانه روز میتوانند به منابع درسی (منابع آنلاین )و نرم افزارهای یادگیری دسترسی داشته باشند. در این مدارس حضور فیزکی معلم و دانش آموزان در مدرسه و کلاس الزامی می باشد.معلم در این مدارس تنها نقش هدایت کننده و راهنمایی کننده در جریان یادگیری دارد. یادگیری در این مدارس پروژه  وپژوهش محور میباشد و ارزشیابی به صورت فرایند محور میباشد(سالیوان،2005). به عبارت دیگر، مدارس هوشمند شامل اجزای در هم تنیده است که به منظور انگیزش حس کنجکاوی دانش­آموزان و مشارکت فعال آنها طراحی شده­اند تا با هماهنگ نمودن تلاش دانش­آموزان، معلمان و مدیران در محیطی جامع و تلفیقی نسبت به بر آورده نمودن تمامی نیازهای آموزشی وپژوهشیافراد اقدام نماید (عطاران، 1382). فونگ می(2002) عنوان می کند که مدرسه هوشمند مکانی است که در آن از فناوری دیجیتال برای آموزش و تدریس استفاده می­شود. چنین مدرسه­ایدارای سیستم یکپارچه و متنوع است. به گونه­ای که به دانش­آموزان کمک کند تا استعدادهای خود را شکوفا سازند. استقلال در یادگیری، ارتقا سطح کیفیت آموزش و یادگیری و انگیزه و علاقه به یادگیری از اهدف اصلی مدارس هوشمند به شمار می رود.

 از طرفی دیگر می توان گفت که محیط خانواده در مورد پژوهش در کنار مدرسهمی تواند نقش مهمی داشته باشد.  دانش آموزان ونوجوانان درمحیط خانواده به سمت محیطخارج از خانواده و محدویت­های آن، جذب می­شوند. از جمله مهمترین محیط­هایی که نوجوان به آن گرایش پیدا می­کند محیط همسالان است (کارچر[6]،هولکومب[7] و زامبرانو[8]،2008 ).با تغییر در محیط همسالان که چندان محیط سالمی نیست و انحرافات (از قبیل استعمال دخانیات، انحرافات جنسی، مصرف مواد ) در آن به وفور یافت می­شود می توان شرایط مطالعه وپژوهش را فراهم کرد. (کارچر،هولکومب و زامبرانو، 2008 ). از جمله جایگزین­هایی که برای محیط همسالان در این سن می­توان یافت محیط پژوهشی مدرسه است. محیط مدرسه در صورتی که نیازهای اصلی نوجوان را در این سن بر آورده نماید باعث ایجاد تعلق خاطر یا احساس تعلق به مدرسه ویادگیری در نوجوانان می­شود. نیازهای اساسی دانش­آموز در مقاطع ابتدایی و دبیرستان عبارتند از ثبات، افزایش موقعیت های استقلال فردی، فرصت هایی برای رقابت، مواظبت وحمایت ازدانش­آموزان و پذیرفته شدن در جمع دوستان (روا[9]، استوارت[10] و پاترسون[11]، 2007).

 


[1]- Zain

[2]- Atan

[3]- Idrus

[4]- Foong me

[5]- Sulivan

[6]- karcher

[7]- holcomb

[8]- zambrano

[9]- Rowe

[10]- Stewart

[11]- Patterson